ابو الفضل مير محمدى زرندى

253

تاريخ و علوم قرآن ( فارسى )

جماعتى از علما نسخ شده و هيچ يك از احكام آن ثابت نمانده است « 1 » . و اما آنچه به نظر مىرسد اينكه : آيه‌هاى سورهء ممتحنه مشتمل بر احكام تعبدى و اسلامى است و هيچ ربطى با مواد صلحى كه در حديبيه شده ندارد چنانچه گفته شده هر گاه از كفار و اهل مكه كسى به مسلمانان ملحق شود بايد به كفار برگردانده شود و اگر از مسلمانان كسى به طرف كفار رود ارجاع آنان به مسلمين لزومى ندارد . و اما احكام تعبدى كه اين دو آيه بر آنها دلالت دارند عبارتند از : 1 - هر گاه از زنهاى مؤمن به طرف مسلمانان آمدند بايد امتحان شوند پس اگر با قسم خوردن آنان ثابت شود كه آنان براى خاطر اسلام آمده‌اند نه براى محبت به كسى و يا به جهت بغض و كدورتى كه از شوهر خود داشته‌اند در اين وقت بايد نگهدارى شوند و برگردانيده نشوند همانطور كه در قرآن شريف آمده « لا هُنَّ حِلٌّ لَهُمْ وَ لا هُمْ يَحِلُّونَ لَهُنَّ » چنانچه گذشت . 2 - واجب است بر مسلمانان مهريهء زنهايى را كه از شوهران خود دور شده‌اند و به طرف مسلمين آمده‌اند به شوهران آنها بپردازند . 3 - براى مسلمانان جايز است كه با آن زنها ازدواج كنند گر چه در بلاد كفر شوهر آنان موجود باشد . زيرا اسلام ما بين آنها و بين شوهران كافرشان ، جدائى افكنده مشروط بر اينكه مهر جديد براى آنها قرار دهند و اكتفا نكنند به مهريه‌اى كه از شهرهاى كافر سابق گرفته‌اند . 4 - هر گاه زنها ، پس از اسلام شوهرهاى خود ، در كفر باقى بمانند از شوهرهاى مسلمان خود جدا و به حكم اسلام ازدواجشان باطل است و نبايد مسلمانان آنها را در نكاح خود ابقا كنند . 5 - براى مسلمين جايز است مهريهء زنهائى را كه به كفار ملحق شده‌اند از آنها مطالبه كنند . 6 - معناى آيهء شريفه « وَ إِنْ فاتَكُمْ شَيْءٌ . . . » اين است كه هر گاه زنهاى شما از دست رفت و يا بسبب رفتن و مهاجرت آنها به طرف كفر مهريه‌اى كه داده بوديد از بين برود « فعاقبتم » يعنى « ان اصبتم عقبى » و به عقبى ( به معناى غنيمت ) رسيديد پس ، از غنيمت بدست آمده

--> ( 1 ) احكام القرآن ، جصاص ، ج 5 ، ص 332 .